سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
103
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
معراج ، سؤال در قبر ، آفرينش بهشت ودوزخ ، وشفاعت . 7 - أبو بصير از امام صادق عليه السّلام روايت كند ، گويد به امام عرض كردم : يا ابن رسول الله ! مرا بترسان چرا كه قسىّ القلب ودل سنگ شدهام ! پس امام عليه السّلام فرمود : اى أبا محمد ! مهياى زندگانى دراز مدت باش . همانا جبرئيل غضبناك وعبوس نزد پيامبر صلَّى الله عليه وآله آمد در حالي كه قبلا وقتي مىآمد خندان وشادمان بود . پيامبر خدا صلَّى الله عليه وآله فرمود : اى جبرئيل امروز غضبناك وگرفته ، نزد من آمده اى ؟ ! گفت : اى محمّد صلَّى الله عليه وآله ! شعله ور شدن آتش آغاز گرديد . فرمود : چگونه ، اى جبرئيل ؟ گفت : اى محمّد خداى عزّ وجلّ به آتش فرمان داد پس هزار سال بر آتش دميد تا سفيد شد سپس هزار سال بر آن دميد تا سرخ شد آنگاه هزار سال بر آتش دميد تا سياه گشت ، سياه تاريك وظلمانى ، اگر قطره اى از خار بن تلخ وضريع در شراب أهل دنيا بريزد همه از بوى تعفّن آن مىميرند واگر تنها يك حلقه از زنجيرى كه طولش هفتاد ذراع است در دنيا گذاشته شود از حرارتش دنيا ذوب مىشود واگر جامه اى از جامههاى دوزخيان بين آسمان وزمين آويزان گردد از بوى آن همهء أهل دنيا مىميرند . امام باقر عليه السّلام فرمود : پس پيامبر خدا صلَّى الله عليه وآله گريست وجبرئيل نيز گريست . پس خداوند فرشته اى را به سوى آن دو فرستاد كه به آن دو بگويد : پروردگارتان به شما سلام مىرساند ومىگويد : همانا هر دوى شما در أمان هستيد از عذاب ، اگر گناه كرديد . امام صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه وآله بعد از اين ديگر جبرئيل را متبسّم وخندان نديد . سپس فرمود : أهل آتش ، آتش را بزرگ مىشمارند وأهل بهشت ، بهشت ونعمت الهى را . وقتي [ أهل جهنم ] به جهنم وارد شدند ، مسير هفتاد سأله را به طرف بالا مىپيمايند وقتي به بالاى جهنم رسيدند با گرزها وپتكهاى آهنين بر سرشان مىكوبند وبه پايين جهنم باز گردانده مىشوند واين حال آنان است وهمان گفته خداى عزّ وجلّ است كه « هر بار كه بخواهند از آزردگى جهنم خارج شوند باز گردانيده شوند در آن وعذاب آتش سوزان را بچشيد » آنگاه پوست بدنشان به غير از پوستى كه بر آنان بود تبديل مىشود . امام صادق عليه السّلام فرمود : آيا براي تو كافى است ؟ ! عرض كردم : برايم كافى است ، برايم كافى است . 8 - علي بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام روايت كند كه فرمود : در بين قوم بني إسرائيل مرد مؤمني بود وهمسايه اش كافرى بود كه با آن مؤمن ، مهربانى وخوشرفتارى مىكرد و